مدح و شهادت امام محمد باقر علیهالسلام
ای جـانجهـان! امام باقر ای قـبـلـۀ جـان! امام باقر ای کهف امان! امـام باقر ای فـوق بـیـان! امام باقر ای نـور عـیان! امام باقر مـولای زمـان! امـام باقر تـو بـاقـر عـلـم کـبـریـایی تــو آیــنــۀ خــدانــمــایـی تـو قــبـلـۀ جـان انـبـیـایی حق است که حجّت خدایی ما یکسره درد و تو دوایی ما جسم و تو جان امام باقر تو مـظـهـر ربالعـالمینی تو هـستی زینالعـابـدیـنی عـیـسـای مـسـیح آفـرینی سـر تا قـدم آیـت مـبـیـنـی سلطـان جهـان، امام دینی در کون و مکان امام باقر ای دوسـتـی تـو اعـتـبارم مـن آرزوی مـدیـنـه دارم تا روی به درگـه تـو آرم تا چهره به تـربتت گذارم شاید به بقـیع، جان سپارم با اشک روان امـام باقـر ای قلۀ عرش، خاک پایت ای جان جهـانـیان فـدایت گلواژۀ وحی در صدایت تو پـادشـهـی و ما گـدایت چـشم هـمه بر درِ سرایت از پیـر و جوان امام باقر افسوس که حرمتت دریدند بعد از نبی از شما بُریدند در شام، غـریبی تو دیدند ننگ ابدی به خود خریدند بر قتل تو نقشهها کشیدند پـنهـان و عـیان امام باقر بودی ز حقوق خویش محروم تا شد جگرت به زهر، مسموم با یاد تو ای امام مظـلـوم گردید قلوب شیعه مغـموم از قبر غریب توست معلوم صد رنج نـهـان امام باقر گریه به عزای تو ثواب است دلها ز مصیبتت کباب است قـبر تو میان آفـتـاب است از کینۀ دشمنان خراب است این حرمت آل بوتراب است؟! کی بـود گـمـان امـام باقر تو جور و جفای شام دیدی خاکستر و سنگ و بام دیدی بـر نـیـزه سـر امـام دیدی خوشحالی خاص و عام دیدی بیـداد و سـتـم مـدام دیدی از خرد و کلان امام باقر ای وصف تو بار نخل میثم وی خاک رهت به زخم، مرهم وی ریزهخور عطات، آدم وی لطف و کرامتت مسلّم در حـشـر ز آتـش جـهـنم مـا را بـرهـان امـام باقـر |